مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى

12

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)

مصادر و ماخذ مسائل حكمت متعاليه يعنى اسفار صدرالمتألهين را بدست آوريم ، براى رسيدن بدين مقصود تا آنجا كه مقدور و ميسور بود ، فحص نموده ايم و منابع آن را از به دو تا ختم تحصيل كرده ايم و حال به تنظيم آنها مشغوليم . و يكى از نتائج مهمى كه از اقبال اين بارقه الهى گرفته ايم اين است كه : قرآن و عرفان و برهان ، از هم جدايى ندارند ، كه در حقيقت عرفان ، تفسير انفسى قرآنست ، و برهان ، لسان عرفان است و جوامع روائى مرتبه نازله قرآنند . حكمت متعاليه كه امروز در السنه اهل فن دائر است ، مراد اسفار صدرالمتالهين است كه ام الكتاب آن جناب است و ديگر كتب و رسائلش از شعب آن هستند ، چنان كه در شرح حال م‌رحوم حكيم ميرزا سيدابوالحسن جلوه قدس سره كه به قلم خود آن جناب در نامه دانشوران مضبوط است آمده است كه فرمود : و چون دانستم تصنيف تازه صعب بلكه غير ممكن چيز مستقلى ننوشتم ، ولى حواشى بسيار بر حكمت متعاليه كه معروف به اسفار است و غيره نوشته ام . بلكه صدرالمتالهين خود در ديباچه اسفار بدان تصريح مى فرمايد چنان كه عنوان خواهد شد . شيخ رئيس ابوعلى سينا ، رضوان الله عليه ، در فصل نهم نمط دهم اشارات در مساله نفس ناطقه داشتن جرم سماوى كه بدان از مشاء فاصله گرفت و آن را بر كسانى كه راسخ در حكمت متعاليه نيستند پوشيده دانست گفت : ثم ان كان ما يلوحه ضرب من النظر مستورا الا على الراسخين فى الحكمه المتعاليه . خواجه طوسى قدس سره در شرح آن ، حكمت متعاليه را تفسير كرده است كه : ان حكمه المشائين حكمه بحيثيه صرفه ، و هذه و امثالها انما تتم مع البحث و النظر بالكشف و الذوق ، فالحكمه المشتمله عليها متعاليه بالقياس الى الاولى .